از قرار معلوم او نظريه‌پرداز اصلي ((هنر نو)) يعني سبك تازه‌اي از موسيقي بوده است‌. اين‌ بدان معني نيست كه هنر نو را او ابداع كرد يا حتي در پيش‌رفت آن سهم عمده‌اي داشت‌. احتمال‌ دارد كه تأثير موسيقي‌دانان معاصر، مانند گيوم دوماشوي شاعر بيشتر بوده است‌. هم‌چنين‌ نظريه‌پردازان ديگري در آن عصر بودند، ولي ويتري احتمالاً از همه معروف‌تر بود. پترارك در سال 1350 او را ستود و به‌خاطر عشقش به پاريس سر به‌سرش گذاشت‌؛ هم‌چنين اُستاش‌ دكامپ (چهاردهم ـ 2)، از او تمجيد كرد؛ و از آن بيشتر ستايش ِ بجاي‌ِ سيمون تونستِـد (چهاردهم ـ 2) از او بود، صرف‌نظر از نويسندگان بعدي كه ممكن است مدح پيشينيان خود را تكرار كرده باشند.
((هنر نو)) آن اهميت و محبوبيت را يافت كه موجب شد پاپ يوحناي بيست و دوم در سال‌1322فتوايي بر عليه آن صادر كند.1 اين نشان مي‌دهد ((هنر نو)) كه مخالف ((هنر قديم‌)) بود، در سال 1322 بدان‌حد از تكامل رسيده بود كه دوستاران سنتي ((آواز ساده‌)) احساس خطر كنند. بدون وارد شدن در مسايل فني‌، مي‌توان گفت گرايش كلي عصر تمايل به نت‌هاي هرچه كوتاه‌تر بود و اين به تثبيت روابط ميان نت‌هاي داراي طول متفاوت و ابداع علاماتي براي نمايش آنها نياز داشت‌. هنر نو يا موسيقي وزني پنج فاصله يا طول براي نت‌ها در نظر گرفت‌: بزرگ‌، بلند، دوگرد، گرد، نيم‌گرد؛ كه فاصله‌ٴ هريك سه برابر بعدي ضرب‌ْآهنگ كامل‌، كه احتمالاً اشاره‌اي‌ تلويحي به موضوع اقانيم سه‌گانه يا تثليث در آيين مسيحيت داشت يا دوبرابر بعدي‌ (ضرب‌ْآهنگ‌) بود. تقسيم فاصله‌ٴ بزرگ را به فاصله‌هاي بلند مقام‌هاي بزرگ‌؛ تقسيم فاصله‌ٴ بلند را به دو گرد، مقام‌هاي كوچك‌؛ تقسيم دوگردها را به گردها، ضرب‌ْآهنگ‌؛ تقسيم گردها را به‌ نيم‌گردها كشش مي‌ناميد.2 در هر مورد تقسيمات ممكن بود كامل يا ناقص باشد (يعني به‌غلط بزرگ يا كوچك‌). ساير اصلاحات يا پيچيدگي‌ها را، كه مورخ موسيقي با عنوان اصلاحاتي از قبيل augmentation ,diminution ,alteration ,proportion ,ligatures مطرح خواهد كرد، نمي‌توانيم در اينجا مورد بحث قرار دهيم‌.
نتيجه‌ٴ اين گرايش پرشور كه موسيقي‌دانان مختلف را در شيوه‌هاي گوناگون اقناع مي‌كرد، پيدايش نت‌نويسي جالبي در اواخر سده‌ٴ چهاردهم بود، همراه با دقايق تازه‌ٴ موسيقي و مشكلات‌ ناشي از آن‌؛ مختصراً اوضاعي مغشوش‌، كه در طي زمان هنر تلفيق آوازها و نت‌نويسي موسيقي‌ كنوني ما از آن پديدآمد.


1. نك ( Combarieu (1, 383, 1913
2. يعني در ضرب كامل‌: وزن بزرگ = سه مقام بزرگ (هريك‌) = وزن بلند = سه مقام كوچك = دوگرد؛ ضرب‌آهنگ = گرد = كشش = نيم‌گرد. در ضرب‌آهنگ‌ ناقص‌، وزن بزرگ = دو مقام بزرگ‌، هر مقام = يك وزن بلند و هر وزن بلند = دو مقام كوچك‌. ـ م‌.